بعد از کلاته هم آن طور که شیخ تصویر می کرد، زمین خالی در دو سمت جاده بود که در جانب جنوبی، بعدها شرکت نفت و اندکی جلوتر، دبیرستان امام خمینی احداث شد و روبروی این دبیرستان، قبل ترها مدرسه راهنمایی احداث گردیده بود. البته وقتی ما اطراف را نگاه می کردیم، آنقدر ساختمان و بنا مشاهده می شد که تقریبا آنچه شیخ راهنما می گفت، غیر قابل فهم می نمود. به همین دلیل آنچه در این نوشته به نگارش در می آید، همان است که شیخ از 40 یا 50 سال پیش در نظر داشت. او زمانی را به یاد می آورد که طبق مطالعات مشاورین آمریکایی و فرانسوی، قرار بود باخرز به عنوان مرکز رشد انتخاب شود و به آبادی های اطراف خدمات ارائه دهد. به همین دلیل از طرف مرکز، مهندسین مختلفی آمدند که معروفترین آنها مهندس مقیمی بود. او در بخش شمال شرقی قلعه بالا و شمال غربی قلعه پایین، زمین ها را قطعه بندی کرده و کاربری های هر بخش را به دقت تعیین کرده بود. بخصوص در این قطعه بندی چند مجموعه از جمله محل استقرار بانک ملی، گرمابه جدید، غسالخانه و ... دقیقا مشخص بود. جالب است که غسالخانه که تقریبا در انتهایی ترین بخش این قطعه بندی ها قرار داشت، بعدها به عنوان اولین ساختمان دبیرستان باخرز انتخاب شد و مدتها در همین محل، ادامه حیات داد. حداقل آن زمانی که ما از باخرز دیدن می کردیم، همه آنچه شیخ راهنما می گفت، به تحقق پیوسته بود و تقریبا کل آن قطعه بندی ها چون کوه لبالب مذاب، از ساختمان های مختلف چون مدرسه، جهاد کشاورزی، پست و ... آکنده شده بود. در یک کلمه می توان گفت که شکل و شمایل باخرز کنونی و شهرنوی آن زمان اصلا شباهتی به هم نداشتند. از آنجا که ما قصد داشتیم تاریخ کهن را درک کنیم، خود را به خیالات شیخ سپرده و همچنان مسیر قلعه پایین به بالا را ادامه دادیم تا به اصل قلعه بالا رسیدیم. طبق اعلام شیخ، قلعه بالا نیز خود از دو بخش و شاید هم سه بخش تشکیل شده است. بخش مرکزی و یا هسته اولیه روستایی همان قلعه شهدا(شیدا)است. دومی بخشی است که در کمی بالاتر از قلعه شیدا قرار داشته و تقریبا نوعی کلاته منفصل محسوب می شد که عمدتا گروهی از افضلی ها را در خود جای داده بود و معروف بود به سر کال بینی(قنات معروفی که مظهرش در این نقطه بود) و بخش سوم هم که بازار قلعه بالا به حساب می آمد. ما از انتهایی ترین بخش بازار شروع کردیم. طبق آنچه شیخ راهنما به خاطر می آورد، درخت های بید کهنسال و تنومندی بود که در حاشیه جوی اصلی جاری در این بخش قرار داشت و سایه سار دلچسبی را فراهم می آورد و این همانجایی بود که معمولا پاتوق مشتریان و البته مغازه داران بود. این جوی و درختان مورد اشاره هم عمدتا در سمت راست خیابان قرار داشت. البته در بدو ورود به بازار قلعه بالا و سمت چپ درمانگاه باخرز قرار داشت که ظاهرا اولین و تنها درمانگاه منطقه محسوب می شد.