سفر به استجرود؛ روستایی میان کوه، دره و خاطره

زمستان بود که همراه سقراط از باخرز به سوی بخش بالاولایت حرکت کردیم. مسیر آرام‌آرام از دشت فاصله گرفت و نشانه‌های کوهستان بیشتر شد. جاده آسفالته‌ای که ما را به سمت استجرود می‌برد، از میان زمین‌هایی عبور می‌کرد که هرچه پیش‌تر می‌رفتیم، جای خود را به تپه‌ها، دره‌ها و شیب‌های سنگی می‌دادند.

سقراط به کوه‌های روبه‌رو نگاه کرد و گفت:

«بعضی روستاها را دشت نگه داشته، بعضی را آب، اما بعضی را باید کوه نگه دارد. استجرود از آن جاهایی است که انگار کوه‌ها نگهبان قدیمی‌اش بوده‌اند.»

استجرود در منطقه بالاولایت شهرستان باخرز قرار دارد؛ روستایی با طبیعتی کوهستانی، دره‌ای و تپه‌ای که زندگی در آن همیشه با شکل زمین هماهنگ بوده است. برخلاف روستاهای دشتی باخرز که نگاهشان بیشتر به پهنه باز زمین است، مردم استجرود با شیب کوه، مسیر دره و محدودیت‌های طبیعی خو گرفته‌اند.

وقتی وارد روستا شدیم، نخستین چیزی که جلب توجه می‌کرد، قرار گرفتن خانه‌ها در کنار طبیعت بود. خانه‌ها در میان چشم‌انداز کوهستانی پراکنده شده بودند و درختان بادام و دیگر درختان مقاوم منطقه، در کنار دیوارهای روستا دیده می‌شدند. اینجا طبیعت بخشی از معماری زندگی بود؛ نه چیزی جدا از آن.

در نزدیکی روستا، تنگل استجرود قرار داشت؛ دره‌ای که مانند یک راه طبیعی میان ارتفاعات امتداد یافته و یکی از نشانه‌های مهم جغرافیایی منطقه به شمار می‌آید. صدای باد در میان شیارهای کوه می‌پیچید و گاهی صدای آب، سکوت دره را می‌شکست.

سقراط گفت:

«آدم در چنین جاهایی می‌فهمد که زندگی فقط ساختن خانه نیست؛ پیدا کردن جایی است که بتوان با طبیعت در آن کنار آمد.»

جمعیت استجرود بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ حدود ۷۷۰ نفر در قالب ۱۷۲ خانوار بوده است. این جمعیت نسبتاً قابل توجه باعث شده روستا همچنان پویایی اجتماعی خود را حفظ کند. مسجد، زمین ورزشی، نانوایی و فروشگاه محلی از جمله امکاناتی هستند که زندگی روزمره مردم را پشتیبانی می‌کنند. آب لوله‌کشی و برق سراسری نیز از زیرساخت‌های اصلی روستا هستند، هرچند نبود گاز لوله‌کشی و محدودیت اینترنت عمومی، همچنان بخشی از دشواری‌های زندگی در این منطقه است.

در کنار مسجد، با چند نفر از اهالی صحبت کردیم. یکی از آنها درباره زندگی در استجرود گفت:

«اینجا آدم باید با زمین صبور باشد. کوه همیشه به آدم یاد می‌دهد که عجله فایده‌ای ندارد.»

اقتصاد روستا مانند بسیاری از سکونتگاه‌های کوهستانی باخرز بر کشاورزی و دامداری استوار است. زمین‌های اطراف روستا ظرفیت کشت محصولات متناسب با اقلیم منطقه را دارند و دامداری، به‌ویژه پرورش دام سبک، نقش مهمی در اقتصاد خانوارها دارد. محدودیت آب و شرایط نیمه‌خشک منطقه باعث شده مردم همیشه با مدیریت منابع آب زندگی کنند.

در گذشته، وابستگی به طبیعت بیشتر بود؛ باران، چشمه‌ها و مراتع نقش تعیین‌کننده داشتند. امروز نیز کاهش بارندگی و تغییرات اقلیمی از مهم‌ترین نگرانی‌های مردم است. بسیاری از جوانان برای تحصیل و اشتغال به شهرهایی مانند باخرز، تربت جام یا مشهد رفت‌وآمد می‌کنند؛ اما پیوندشان با روستا همچنان باقی مانده است.

استجرود تنها یک روستای طبیعی نیست؛ بخشی از هویت فرهنگی منطقه را نیز در خود نگه داشته است. زندگی جمعی، ارتباط نزدیک خانوادگی، حضور مسجد به عنوان مرکز اجتماعی و حفظ سنت‌های محلی، باعث شده ساختار اجتماعی روستا همچنان انسجام خود را حفظ کند.

سقراط هنگام خروج از روستا و نگاه کردن به کوه‌ها گفت:

«روستاهایی مثل استجرود شاید امکانات شهر را نداشته باشند، اما چیزهایی دارند که شهرها گاهی از دست داده‌اند؛ خاطره، پیوند و شناخت آدم‌ها از یکدیگر.»

اما آینده چنین روستاهایی نیازمند توجه است. صرفاً حفظ وضع موجود نمی‌تواند مانع مهاجرت جوانان شود.

پیشنهاد توسعه‌ای برای استجرود:
با توجه به طبیعت کوهستانی، وجود تنگل، چشم‌اندازهای طبیعی و جمعیت نسبتاً مناسب، یکی از عملی‌ترین مسیرهای توسعه، ایجاد گردشگری طبیعت‌محور کوچک‌مقیاس است. این کار می‌تواند با آموزش چند خانواده برای ایجاد اقامتگاه بوم‌گردی ساده، فروش محصولات محلی مانند خشکبار، فرآورده‌های دامی، عسل، صنایع دستی و راهنمایی گردشگران در مسیرهای طبیعی تنگل استجرود آغاز شود. این طرح نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین نیست، اما می‌تواند منبع درآمد مکملی برای خانواده‌ها ایجاد کند.

هنگام بازگشت، باد سردی از میان دره عبور کرد و صدای آن تا مدتی همراه ما بود.

سقراط گفت:

«بعضی جاها را نمی‌توان فقط دید؛ باید شنید. صدای کوه، صدای آب و صدای مردمی که سال‌ها کنار طبیعت زندگی کرده‌اند.»

استجرود از همان روستاهاست؛ روستایی که در میان سنگ و باد و دره شکل گرفته، اما ارزش اصلی‌اش نه فقط در طبیعت، بلکه در مردمانی است که یاد گرفته‌اند چگونه با سختی‌ها زندگی را ادامه دهند.