سفر به اشتیوان؛ جایی که رنگ زعفران با زندگی مردم گره خورده است

صبح زود از باخرز راه افتادیم و این بار مقصد، اشتیوان بود؛ روستایی در شمال‌شرق باخرز. هرچه از شهر فاصله می‌گرفتیم، بافت شهری آرام‌آرام جای خود را به زمین‌های باز کشاورزی می‌داد. سقراط کنار پنجره نشسته بود و به دشت نگاه می‌کرد. گفت:

«اینجا هرچه جلوتر می‌رویم، معلوم‌تر می‌شود که زندگی مردم هنوز با زمین تنظیم می‌شود.»

گفتم: «مقصد امروز هم دقیقاً همین را نشان می‌دهد؛ اشتیوان روستایی است که اقتصادش بیش از هر چیز به کشاورزی وابسته است.»

جاده ما را به سوی شمال‌شرق می‌برد. زمین‌های اطراف، سیمای آشنای نواحی نیمه‌خشک باخرز را داشتند؛ پهنه‌هایی باز که در آن کشاورزی در کنار محدودیت آب، بخش مهمی از زندگی مردم را شکل داده است. در چنین سرزمینی، انتخاب محصول اهمیت زیادی دارد؛ زیرا کشاورز نمی‌تواند بی‌اعتنا به اقلیم و منابع آب، هر محصولی را کشت کند.

وقتی وارد اشتیوان شدیم، صحبت از یک محصول بیشتر از همه شنیده می‌شد: زعفران.

یکی از کشاورزان را در کنار زمین دیدیم. بعد از سلام و احوالپرسی، سقراط پرسید:

«اگر بخواهید فقط یک محصول را نماینده روستایتان بدانید، چه می‌گویید؟»

مرد بی‌درنگ جواب داد:

«زعفران. بیشتر درآمد ما از همین است.»

سقراط لبخند زد و گفت:

«پس اینجا محصولی دارید که وزنش کم است، اما ارزشش زیاد.»

کشاورز خندید:

«اگر زحمتش را حساب نکنید، بله!»

همین جمله کوتاه، بخش مهمی از واقعیت اقتصادی اشتیوان را نشان می‌داد. زعفران برای مردم روستا فقط یک محصول کشاورزی نیست؛ منبع اصلی درآمد بسیاری از خانوارهاست و از کاشت تا برداشت، نیروی کار خانواده را درگیر می‌کند. اما وابستگی شدید به یک محصول، در کنار مزیت اقتصادی، یک آسیب‌پذیری هم ایجاد می‌کند. اگر قیمت محصول کاهش یابد، هزینه تولید بالا برود یا خشکسالی به مزارع آسیب بزند، درآمد خانوارها نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

کمی در روستا قدم زدیم. آرامش محیط، رفت‌وآمد محدود و نزدیکی مردم به زمین‌های کشاورزی، فضای یک جامعه روستایی را به‌خوبی نشان می‌داد. سقراط گفت:

«به نظرم اشتیوان یک سؤال مهم دارد: چگونه می‌شود از زعفران فقط محصول تولید کرد، اما از آن یک اقتصاد کامل ساخت؟»

حرفش مرا به فکر فرو برد. شاید پاسخ، در فرآوری و بسته‌بندی محلی زعفران باشد. اگر کشاورزان به‌جای فروش محصول خام، یک تعاونی کوچک تشکیل دهند و زعفران را با نام اشتیوان پاک، درجه‌بندی، بسته‌بندی و مستقیم به بازارهای باخرز، مشهد و فروشگاه‌های اینترنتی عرضه کنند، بخش بیشتری از ارزش اقتصادی محصول در خود روستا باقی می‌ماند. حتی می‌توان در کنار آن، فرآورده‌هایی مانند زعفران بسته‌بندی‌شده در اندازه‌های کوچک و هدیه‌ای تولید کرد. چنین کاری نیازمند سرمایه‌ای بسیار کمتر از ایجاد یک صنعت بزرگ است، اما می‌تواند برای چند خانوار، به‌ویژه زنان روستا، فرصت درآمدی ایجاد کند.

هنگام بازگشت، سقراط دوباره به زمین‌ها نگاه کرد و گفت:

«گاهی توسعه از این شروع نمی‌شود که محصول بیشتری تولید کنیم؛ از این شروع می‌شود که همان چیزی را که داریم، بهتر بفروشیم.»

جاده شمال‌شرقی را پشت سر گذاشتیم و اشتیوان آرام‌آرام در فاصله دور محو شد؛ روستایی که زندگی‌اش با رشته‌های ظریف زعفران گره خورده بود، اما آینده‌اش می‌تواند از همین رشته‌های ظریف، اقتصادی محکم‌تر بسازد.